خودمحوری، دلیل روی‌گرداندن خدا از انسان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
خودمحوری، دلیل روی‌گرداندن خدا از انسان
 
در بحث محرّم امسال به خلاصۀ جلسۀ 22 (27 محرّم 1448) با عنوان «خودمحوری، دلیل روی‌گرداندن خدا از انسان» می‌رسیم.
دیروز بیان شد که باید از حضرات معصومین(علیهم‌السّلام) حلالیت بطلبیم که نتوانستیم معنی برائت از دشمنانشان را درست بفهمیم، پس در عاشوراها حس انتقام از دشمنان حضرات(علیهم‌السّلام) را نداشتیم و فکر می‌کردیم انتقام خون آن‌ها با کشته شدن و از بین رفتن دشمنانشان گرفته شده است. غافل از اینکه این قصاص است، انتقام نیست. انتقام خون حضرات(علیهم‌السّلام) جریان برائتی است که تا زمانی که حکومت عدل الهی حاکم نشده باید در درون ما باشد. یکی از اثرات این حس خون‌خواهی این است که انسان را از گناه بازمی‌دارد.
در صلوات حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌گوییم:
«اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلاَدِهَا»
پروردگارا تو از ظلم و بيدادى كه امت جاهل در حق او كردند و اهانت نمودند دادخواهى كن. و از آن مردم بى‏رحم كه خون پاك فرزندانش را به خاك ريختند خون‌خواهى كن و انتقام بكش.
آیا ما هر روزمان را با این طلب شروع می‌کنیم؟ اینکه این طلب را داشته باشم، یعنی منتقم و خون‌خواه آن حضرت(سلام‌الله‌علیها) و فرزندانش هستیم. و امروز نزدیک‌ترین خون به خون فرزندان حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در ایران ریخته شده است. ما باید پیوسته در وجودمان این طلب را داشته باشیم.
***
شاید بتوان بدون یاد خدا به موفقیت‌های مادی در زمینه‌های مختلف رسید (مثل موفقیت‌هایی که غرب در علم و صنعت و...، به آن رسیده) ولی وقتی حرکت و تلاش انسان با یاد خدا همراه باشد، موفقیتی که به دست می‌آید طیب و طاهر است، انحراف و گناه به دنبال ندارد.
دعاها و زیارت‌ها و صلوات‌های روزانۀ حضرات(علیهم‌السّلام) مبادی معنوی ما هستند. برای حرکت معنوی به آن‌ها نیاز داریم. در ابتدای سورۀ بقره می‌خوانیم: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»  ایمان به غیب این است که ما اتصالمان را با مبادی روحانی غیبی حفظ کنیم. یکی از راه‌هایی که این اتصال را حفظ می‌کند مداومت بر دعاها و زیارت‌ها و صلوات‌هایی است که برای هر روز از ایام هفته از ائمه(علیهم‌السّلام) به ما رسیده است.
همان‌طور که غذای مادی برای سلامتی و رشد جسم مادی لازم است، این دعاها غذای معنوی انسان است که به آن نیاز دارد و اگر خورده نشود، انسان در معنا رشد نمی‌کند و سست و بی‌نشاط می‌شود. این دعاها ما را از زندگی روزمره خارج می‌کند و به عالم معنا و حقیقت وارد می‌کند. حتی می‌توان با گفتن ذکرهای کوتاه در طول روز و همراه با انجام کارهای روزانه یاد خدا را در دل زنده نگه داشت. همچنین خواندن قرآن و انس با آن غذای معنوی است که انسان به آن نیاز دارد و نباید روز ما بدون آن سپری شود.
حرکت انسان در مراحل مختلف زندگی (علمی، اقتصادی، اجتماعی و...)، اگر بدون یاد خدا باشد، حرکتی حیوانی است که نهایت ثمره‌اش در دنیای مادی است و اکثراً بر ضد انسانیت استفاده می‌شود. درحالی‌که امروز می‌بینیم همین پیشرفت‌های مادی مثلاً در صنایع نظامی ایران به لطف یاد خدا و معنویت دانشمندان و نظامیان مؤمن، باعث شده ایران بتواند در مقابل زیاده‌خواهی‌های اسرائیل و آمریکا ایستاده و آن‌ها را شکست دهد.
***
در شرح دعای دوازدهم صحیفۀ سجادیه فراز چهارم بیان شد که امام سجاد(علیه‌السلام) عرضه می‌دارد:
«فَهَا أَنَا ذَا يَا إِلَهِي، وَاقِفٌ بِبَابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّلِيلِ‌ وَ سَائِلُكَ عَلَى الْحَيَاءِ مِنِّي سُؤَالَ الْبَائِسِ الْمُعِيلِ‌»
و اين منم، اى خداوند من، كه بر درگاه عزّ تو ايستاده‌ام، ایستادن تسليم شونده‌ای ذلیل و در عين شرم‌زدگى، مانند بينوايان عيالمند از تو درخواست كرده‌ام.
در ادامۀ دعا امام سجاد(علیه‌السلام) در فراز پنجم عرضه می‌دارد:
«مُقِرٌّ لَكَ بِأَنِّي لَمْ أَسْتَسْلِمْ وَقْتَ إِحْسَانِكَ إِلَّا بِالْإِقْلَاعِ عَنْ عِصْيَانِكَ‌ وَ لَمْ أَخْلُ فِي الْحَالَاتِ كُلِّهَا مِنِ امْتِنَانِكَ‌»
اقرار مى‌كنم كه به تسليم در برابر احسان تو كارى نكرده‌ام جز آنكه از عصيان تو چشم پوشيده‌ام و در همه حال از نعمت‌هاى تو بى‌بهره نبوده‌ام.
خدایا من اقرار می‌کنم که دست‌هایم را بالا برده‌ام و تسلیم شده‌ام با کندن از خودم و خودی‌هایم و جز خودت چیزی نمی‌خواهم. درحالی‌که در همۀ حالاتم (حتی زمانی که از منیت‌هایم جدا نشده بودم) از فیض تو محروم نبوده‌ام. «إِقْلَاعِ عَنْ عِصْيَانِكَ‌» یعنی کندن هر محبتی نسبت به غیر خدا و کندن بالاترین عصیان که منیت است، از دل.
غیر خدا می‌تواند هم در معصیت باشد هم در طاعت. عبادتی که با منیت همراه است، مصداق غیر خداست. انسان ممکن است عبادت داشته باشد ولی عبودیت نداشته باشد، همۀ عبادت‌ها و ترک معصیت را داشته باشد ولی دلش برای خدا خالی نباشد.
این فراز، اوج عبودیت را نشان می‌دهد. امام خمینی(رضوان‌الله‌علیه) اقرار به اینکه «لَمْ أَسْتَسْلِمْ وَقْتَ إِحْسَانِكَ إِلَّا بِالْإِقْلَاعِ عَنْ عِصْيَانِكَ‌» را بسیار مهم می‌داند و این مرتبه را که همان اقرار به خرابی باطن است، اولین قدم مراقبه معرفی می‌کند. از نظر ایشان بزرگ‌ترین حجاب هم این است که سالک خود را تسلیم بداند ولی در قید خودمحوری باشد.
نمونۀ کسانی که با وجود اینکه مؤمن هستند ولی در خودمحوری اسیرند، ثروتمندانِ اهل عبادت هستند که همواره به دیگران از بالا نگاه می‌کنند. وقتی خدمتی هم به دیگران می‌کنند آن‌ها را کوچک‌تر از خود می‌بینند و این بدترین حجاب است. این کوچک دیدنِ دیگران توقع و طمع به دنبال دارد، برای مثال صاحب این روحیه اگر برای کسی خانه می‌خرد انتظار دارد طریقۀ استفادۀ از این خانه طبق میل او باشد.
گاهی وقتی به دیگران کمک می‌کنیم توقع داریم که این شخص بعد از این از کس دیگری کمک نگیرد و فقط به ما مراجعه کند! این توقع بیجا هم یکی از آفات خدمت با روحیه و نگاه از بالا به پایین است.
در آداب کمک کردن حضرات به دیگران می‌بینیم که گاهی از پشت در کمک می‌کردند که سائل را نبینند و گاهی دست سائل را می‌بوسیدند و می‌فرمودند این دست خداست.
باید بدانیم که عالم مشاعی است، یعنی وقتی به کسی کمکی می‌کنیم در همان حال از او هم به ما چیزی می‌رسد، پس هیچ برتری بر او نداریم یعنی طلبی از او نداریم. هیچ‌کس حق ندارد دیگران را از بالا ببیند مگر خدا. از بالا به پایین نگاه کردن، انسان را به جایی می‌رساند که نقد را به سختی می‌پذیرد. و همیشه راه توجیه برایش باز است. توجیهات، راه آشتی ما با خدا را می‌بندد.
امام سجاد(علیه‌السلام) دعا را در فراز ششم این‌گونه ادامه می‌دهند:
«فَهَلْ يَنْفَعُنِي يَا إِلَهِي إِقْرَارِي عِنْدَكَ بِسُوءِ مَا اكْتَسَبْتُ وَ هَلْ يُنْجِينِي مِنْكَ اعْتِرَافِي لَكَ بِقَبِيحِ مَا ارْتَكَبْتُ أَمْ أَوْجَبْتَ لِي فِي مَقَامِي هَذَا سُخْطَكَ أَمْ لَزِمَنِي فِي وَقْتِ دُعَايَ مَقْتُكَ‌»
اى خدای من، آیا همين كه به درگاه تو به اعمال ناپسندم اقرار كنم مرا سودمند است‌؟ و آيا همين كه به درگاه تو به زشتى كردار خويش معترف آيم، رهايى خواهم يافت‌؟ يا در همين‌جا كه ايستاده‌ام خشم خود بر من گماشته‌اى، يا در همين هنگام كه دست دعا به‌سوى تو بر داشته‌ام، غضب خود قرين من ساخته‌اى‌؟
امام سجاد(علیه‌السلام) به خداوند عرضه می‌دارد: آیا اقرار من برایم سودمند است؟ آیا اعتراف من نجاتم می‌دهد؟ فرق اقرار و اعتراف چیست؟ اقرار نسبت به فعل خارجی است، اعتراف نسبت به آلودگی باطن و قلب است. اقرار به عمل بیرونی تعلق می‌گیرد و با اکتساب به آن اشاره شده: «مَا اكْتَسَبْتُ». اعتراف به روحیه تعلق می‌گیرد و با ارتکاب به آن اشاره شده است: «مَا ارْتَكَبْتُ».
خلاصۀ این فراز این است که خدایا آیا با این اقرار زبانی (تحول ظاهری) تغییر وجودی می‌کنم و از ظلمت به نور می‌رسم؟ آیا این اعتراف و تحول باطنی من را نجات می‌دهد؟ یا هنوز مورد خشم و غضب تو هستم و هنوز جا دارد که به من لبخند نزنی و سلام من را نپذیری؟
واژۀ «مَقت» در آیات قرآن کریم آمده، به دو مورد از آیات اشاره می‌کنیم:
«كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» 
نزد خدا به شدت موجب خشم است كه چيزى را بگوييد كه خود عمل نمى‌كنيد.
«الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَ عِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ» 
كسانى كه در آيات خدا بى‌آنكه دليلى براى آنان آمده باشد، مجادله و ستيزه مى‌كنند [اين عمل زشتشان] نزد خدا و نزد اهل ايمان مايۀ دشمنى بزرگ است؛ اين‌گونه خدا بر دل هر گردنكش زورگويى، مُهر [تيره‌بختى] مى‌نهد.
«مَقت» به معنی بغض شديد نسبت به كسی است که مى‌بينى مرتكب كار قبيح می‌شود.  کسی که دچار مقت شده گویا استحقاق پذیرفته شدن در درگاه الهی را از دست داده است.
از نظر علامه طباطبایی(رضوان‌الله‌علیه) فرق اقرار و اعتراف این است که اقرار شرط لازم است، نه شرط کافی ولی اعتراف که ندامت قلبی و تحول درونی است، شرط کافی است. از نظر ایشان اجابت دعا را خداوند در وعد بر خودش واجب کرده ولی در وعید اجابت را مشروط کرده به توبه، شفاعت و عفو. تفاوت مقت با سخط و غضب در این است که در سخط راه رضایت خدا باز است. در غضب که قهر خداست، باز هم راه آشتی باز است. اما در مقت، خدا از بنده منزجر است و انسان راه برگشت ندارد.
کسی که به داشته‌هایش مغرور است، هرآن در معرض مقت است. کسی که انکسار و شکستن در او نیست، به‌خاطر غرور فراوانش از مقت خدا هم نمی‌ترسد، مثل ابلیس که گفت: «رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي» 
البته تا زمانی که بنده از اینکه خدا از او روی بگرداند، می‌ترسد و برای دیگران جای نقد از خودش را بازگذاشته، به مقت نرسیده است.
نظر امام خامنه‌ای(رضوان‌الله‌علیه) این است که وقتی انسان دعا را جدی می‌گیرد و می‌داند که در بدترین حالت امکان مقت برای انسان هست، خود را بر درگاه خدا عرضه می‌کند که رحمت و اجابتش را جذب کند. همراه با اقرار، تحول را هم در درون خود دارد و با توکل، به نجات امیدوار است.
 



نظرات کاربران

//